السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

111

فرحة الغري ( فارسي )

هست و استبعادى كه آن اصفهانى كرده است خطاست و مراد از عقيق همين سنگ مشهور است ؛ و نسبت اخلاص به اين سنگ دادن يا از حيثيّت شعور جمادات است ، چنان كه حق - سبحانه و تعالى - مىفرمايد كه « هيچ چيز نيست مگر آنكه تسبيح و تحميد پروردگار خود مىنمايد و ليكن شما نمىفهميد تسبيح ايشان را » ، يا آنكه مراد انقياد آن و نفاذ امر الهى است در آن ، يعنى در تحت قدرت الهى است و حكم الهى در آن جاريست چنان كه مىفرمايد كه « آيا نمىبينى كه سجده مىكنند خداوند خود را جميع آنچه در آسمانها و در زمينهاست » و مراد اينست كه هر نحو تصرّفى كه حق - سبحانه و تعالى - مىخواهد در ايشان مىنمايد و حكم او در ايشان جاريست و ممكن است كه در عقيق خصوصيّتى و زيادتى باشد كه ما ندانيم ؛ و جالينوس در كتاب احجار ذكر كرده است كه عقيق كوه مباركى است و صاحب ميمنت و منافع است - و خداست توفيق دهنده در جميع امور . و منقولست از حضرت صادق ( ع ) كه فرمودند كه چون امير المؤمنين ( ع ) وفات فرمودند ، حسنين - صلوات الله عليهما - و دو شخص ديگر ، آن حضرت را بيرون آوردند و رفتند تا از كوفه بيرون رفتند و كوفه را به دست راست گذاشتند و به راه قبرستان كوفه روانه شدند تا به نجف رسيدند و آن حضرت را آنجا دفن كردند و قبر را مساوى زمين كردند و برگشتند . و از اسماعيل منقولست كه حضرت صادق ( ع ) فرمودند كه ما اهل بيت مىگوئيم كه در پشت كوفه قبرى هست كه هر صاحب كوفتى و المى به آن قبر پناه برد البتّه خداوند عالميان او را شفا كرامت مىفرمايد . و شيخ مفيد ( ره ) اين حديث را بىسند در كتاب مزار خود ذكر كرده است و گفته است كه مراد قبر حضرت امير المؤمنين ( ع ) است . و منقولست از صفوان جمّال كه گفت بيرون رفتم با حضرت امام جعفر صادق ( ع ) از مدينهء مشرّفه و ارادهء كوفه داشتيم و چون از حيره گذشتيم ، فرمود كه يا صفوان ! گفتم : لبّيك يا ابن رسول الله ! فرمود كه شتران را رو به قايم ببر - و « قايم » ميلى يا عمارتى بوده